محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
558
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
واقعيت برمىخوريم كه هدف جهاد در راه خدا در بسيارى از آيات براى مبارزه با ستمكاران و دفاع از ستمديدگان دانسته شده است ؛ نه آنكه تنها مبارزه با شرك و الحاد هدف قرار گرفته باشد . خداوند مىفرمايد : « چرا شما در راه خدا [ و در راه نجات ] مردان و زنان و كودكان مستضعف نمىجنگيد ؟ همانان كه مىگويند : پروردگارا ما را از اين شهرى كه مردمش ستمپيشهاند بيرون ببر . » « 1 » و نيز : « به كسانى كه جنگ بر آنان تحميل شده ، رخصت [ جهاد ] داده شده است ، چراكه مورد ظلم قرار گرفتهاند و البته خدا بر پيروزى آنان سخت تواناست . » « 2 » و نيز : « پس اگر با شما جنگيدند ، آنان را بكشيد . » « 3 » شرح و تفسير نظامها و قوانين همگى در پى مجازات و كيفر تجاوزكاران هستند و به آزادى عقيده مردم كارى ندارند . تا زمانى كه كسى با عقايد خود به آزار و تجاوز ديگران نپرداخته باشد ، ديگرى حق منع او از اين عقيده يا تحميل عقيده ديگرى بر او را ندارد . افزون برآن ، جايگاه دين در قلب و جان آدمى است و هيچكس جز خداوند براين جايگاه نفوذ و سلطهاى ندارد . بنابراين ، حال كه نمىتوان ديگرى را بر پذيرش دينى مجبور ساخت ، تكليف به چنين كارى محال و غيرقابلقبول است . در نتيجه خداوند به جهاد براى تحميل دين اسلام به ديگران دستور نداده است . در تفسير كاشف در اينباره چنين
--> ( 1 ) . وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها نساء / 4 : 75 . ( 2 ) . أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ حج / 22 : 39 . ( 3 ) . فَإِنْ قاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ بقره / 2 : 191 .